مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
947
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و نيز در قبر يزيد - كه نفرين خدا بر او باد ! - جز مهرههاى پشت او چيزى نيافت و آنها را آتش زد . و بر هر چه از اولاد و موالى ايشان دست يافت همه را نزد ابو العباس فرستاد . و او در حيره ، ايشان را كشت و به دار آويخت . عبد الله بن على به سوى مروان روانه گرديد و او را شكست داد و لشكرگاه او را غارت كرد و در جايى براى آسايش فرود آمد . سران بنى اميه كه هشتاد و دو مرد بودند نزد عبد الله آمدند و از او دستورى خواستند و پوزش طلبيدند . عبد الله ايشان را دستورى داد . مردانى از سياهجامگان را نيز در كمين ايشان قرار داد با كافر كوبها در دست ، و گفت : « هر گاه من قلنسوهء خويش را بر زمين زدم به در آييد . » بنى اميه بر او وارد شدند و به خلافت بر او سلام دادند و او آواز داد كه « اى حسن بن على ! اى حسين بن على ! اى زيد بن على ! اى يحيى بن زيد ! چرا شما پاسخ نمىدهيد و بنى اميه پاسخ مىدهند ! » آن گروه ، مرگ خويش را فراروى ديدند و عبد الله گفت : اميّه مىپنداشت كه هاشم او را رها خواهد كرد . / و زيد او و حسين او خواهند رفت . / نه چنين است ، سوگند به خداى محمد و كتاب او . / تا آنگاه كه كافر و خائن آشكار شود . سپس قلنسوهء خويش را بر زمين زد و گفت : « آه از خون حسين ! » و سياه جامگان به در آمدند و كافر كوبها را بر ايشان فرود آوردند ، تا آخرين كس و سرهاى ايشان را شكستند . سپس فرمان داد تا بساط و نطع آوردند و گستردند و غذا طلب كرد و روى پيكرهاى ايشان به خوردن نشست . بعضى از ايشان از رنج ناله مىكردند و او گفت : « از هنگامى كه خبر كشته شدن حسين را شنيدهام غذايى خوشتر از اين نخوردهام . » گويند دستهاى از مردم شام ، سوگند ياد كردند كه ما براى پيامبر خويشاوندى جز بنى اميه نمىشناختيم . عبد الله بن على ، در پى مروان فرستاد و با او ، در بوصير از حدود مصر ، برخورد كردند . او را كشت و سرش را نزد ابو العباس فرستاد . ابو العباس نيز به نزد ابو مسلم روانه كرد و فرمان داد تا سرش را در خراسان گردش دادند . گويند مروان همين كه مرگ خويش را فرا روى ديد « قضيب » پيامبر و « مخصفهء » [ 1 ] او را در ميان ريگ پنهان كرد تا كسى بدان دست نيابد . يكى از اختگان ايشان را بدان راهنمون شد و آنها را به در آوردند و نزد ابو العباس فرستادند . گويند آن كس كه مروان را كشت ، عامر بن اسماعيل از مردم مرو بود .
--> [ 1 ] قضيب : چوبدست و مخصفه : درفش نعلين يا درفش كفّاشان .